آتش کاروان...
بیژن ترقی متولد ۱۲ اسفند ۱۳۰۹در شهر تهران شاعر و ترانهسرای ایرانی . ترقی از بیست سالگی کار ترانهسرایی را آغاز کرد.چيزي كه در شكل گيري شخصيت هنري و ادبي بيژن ترقي در جواني نقش ايفا کرد قرار گرفتن در قلمرو تحقيق و تصحيح و چاپ ديوانهاي شاعران بود به ويژه شاعران سبك هندي يا به قول روانشاد استاد اميري فيروزكوهي سبك اصفهاني.
ترقی، معینی کرمانشاهی ، نواب صفا، تورج نگهبان و رهی معیری از جمله کسانی بودند که می توان از آنها به عنوان موفق ترین ترانه سرایان موسیقی معاصر ایران از آن ها یاد کرد.همفکری در ترانه سرایی و نجابت اخلاقی و معصومانه از جمله خصوصیات منحصربه فرد بیژن ترقی بوده است .
"ترانه سرا کارش با شاعر از این جهت متفاوت است که او بر احساس متکی است و شاعر به قوه خیال. شاعر به دنبال قوافی و وزن است و متوجه آرایه ها و صنایع ادبی، اما ترانه سرا جز این ها به هماهنگی شعر با موسیقی نیز میاندیشد و کارش را بر اساس احساس و عشق به سرانجام میرساند.(استاد همایون خرم)"
از این هنرمند بزرگ آثار بسیاری به جا مانده که اغلب به آهنگسازی مرحوم استاد علی تجویدی بوده است و نیز "آتش كاروان" حاصل سالها شاعری و ترانهسرايی بيژن ترقی کتابی است که اخیرا منتشر شده است.اين كتاب، مجموعهاي از شعرها و ترانههای اين ترانهسراي پيشكسوت به همراه اظهارنظر افراد مختلف درباره آثار او در ۵۰ سال گذشته است.
اما" آتش كاروان" يكي از ترانه هاي ماندگار استاد است كه براي نخستين بار توسط بانو عصمت باقرپور معروف به دلكش خوانده شد. اجزاي اين ترانه كه در فواصل دستگاه شور سير مي كند و از ريتم دو چهارم برخوردار است، چنان زيبا به هم تنيده شده كه در طول چند دهه پس از ساخت آن به مهر شناسايي استاد علی تجویدی تبديل گرديد.
"علی تجویدی " می گوید : من و بیژن ترقی ،شاعر با احساس و توانا ،به اتفاق خانواده به خارج از تهران رفته بودیم، در اطراف ورامین ،در دشتی وسیع برای درست کردن غذا آتشی به پاساختیم.غذا پختیم و پس از ساعتی توقف خواستیم حرکت کنیم و برویم ،دیدیم آتش هنوز گرم است و اثرش باقی مانده . من و بیژن ناخودآگاه چند لحظه ای به آتش خیره شدیم . گویی هر دو تحت تاثیر این صحنه قرار گرفته بودیم . من گفتم : بیژن ما داریم می رویم ولی آتشی که درست کردیم از ما به جا مانده و بیژن ترقی بلافاصله گفت : آتشی ز کاروان جدا مانده ، این نشان ز کاروان به جا مانده . و همانجا هردویمان تحت تاثیر احساسی مشترک به زمزمه پرداختیم . بیژن ،شعری را که در حال تولد بود زمزمه می کرد و من با آهنگی که در درونم شور و هیجانی به وجود آورده بود گرم شده بودم .بیژن وقتی از زبان آتش گفت : من هم ای یاران تنها ماندم آتشی بودم بر جا ماندم، در این وقت تقریبا" هر دوی ما دانستیم که ترانه و آهنگ جدیدی دارد ساخته می شود و ساخته شد ... از رادیو پخش شد و به میان مردم رفت .
دو اجرای زیبا و با تنظیمی متفاوت از بانو دلکش و علیرضا افتخاری را برای این نوبت قرار داده ام که امیدوارم مورد پسندتان قرار گیرد.
دوستان عزیز من این مطالب را سال گذشته جمع آوری کردم و در اواخر سال گذشته (اسفند ماه)در انتظار فرصتی مناسب برای قرار دادن در وبلاگ بودم که به بعد موکول شد و با تاسف فراوان در ایام درگذشت این هنرمند فقید آنها را به نظر شما می رسانم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
