هزار جهد بکردم...

هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم               نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم

 

به هوش بودم ازاول كه دل بكس نسپارم       شمايل تو بديدم نه صبرماندو نه هوشم

 

حكايتي ز دهانت به گوش جان من آمد           دگر نصيحت مردم حكايتست به گوشم

 

مگر تو روي بپوشي و فتنه بازنشاني              كه من قرار ندارم كه ديده از تو بپوشم

 

من رميده دل آن به كه در سماع نيايم             كه گر به پاي درآيم به دربرند به دوشم

 

بيا به صلح من امروز در كنار من امشب       كه ديده خواب نكردست از انتظارتو دوشم

 

مرا به هيچ بدادي و من هنوز بر آنم                كه از وجود تو مويي به عالمي نفروشم

 

به زخم خورده حكايت كنم زدست جراحت       كه تندرست ملامت كند چو من بخروشم

 

مرا مگوي كه سعدي طريق عشق رها كن    سخن چه فايده گفتن چو پند مي‌ننيوشم

 

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل                    و گر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم

 

استاد جليل شهناز: جلیل شهناز هنرآموخته مکتب خانوادگی اش و رشد یافته در محیط هنرپرور اصفهان است. هنر موسیقی شهناز معنی کلاسیک موسیقیست، شهناز هنرمندیست از تبار مطربان قدیم ایران زمین.
بداهه نوازی های شهناز در تاریخ موسیقی ایران بی نظیر و همواره زبانزد بوده است. این پختگی و تسلط او روی حالتها و فضاهای موسیقی ایرانی را حتی می توان در اجراهای دوره جوانی او دید که نشاندهنده نبوغ اوست. از مشخصه های مهم جلیل شهناز شناخت بالای او روی ساز تار است؛ شهناز تار را رام شده در دست دارد و به هر سو که خواهد می برد( نکته ای که بسیاری از تارنوازان جدید در آن ضعف بسیار دارند!)
شهناز همیشه از زبان مردم عادی تا اهل موسیقی به عنوان نمونه کامل یک انسان خلاق یاد می شود. مثل اینکه شنیدن از ابداعات او چه در نوازندگی چه در ساخت موسیقی تمامی ندارد! جواب آوازهای بدیع، کوکهای متنوع روی تار، اجرای ماهرانه سه تار، ویلن، کمانچه، تمبک ...، شناخت ضربی ها و تصنیفهای قدیمی، درک بالای ریتم و تسلط در مرکب نوازی ریتمیک؛ و جالب اینکه شهناز در موسیقی با شهناز در زندگی روزمره -به گفته همنشینانش- در خلاقیت یکسان است. در واقع نوآوری، بیان قوی، تیز بینی و نکته سنجی همراه با انسانیت است که تارش را شهناز کرده! این حقیقت در مورد یار و همنواز همیشگی او حسن کسائی (که مکتب دیده او نیز هست) دیده می شود.(برگرفته از وبسايت گفتگوي هارمونيك)

كلام سعدي و آواز ماهور اجرايي است بس شنيدني از استاد شهناز و صداي كم نظير عليرضا افتخاري كه براي شما عزيزان انتخاب كرده ام. (آواز افشاري ، اجراي خصوصي ديگري است حاصل تلاش اين دو هنرمند بزرگ كه در سايت عليرضا افتخاري(www.alireza-eftekhari.com) در بخش موسيقي قرار دارد كه شنيدن آن را نيز به همه شما توصيه مي كنم.)

آواز ماهور-استاد شهناز+عليرضا افتخاري
 

در فكر تو بودم...

علي اصغر زند وکیلی

علي اصغر زند وکیلی ، به سال 1320 در ازگل شميران كه در آن زمان از هر طرف پر از گل و چمن رياحين و درخت بود و آن را احاطه كرده بود ديده به جهان گشود .

دوران كودكي را در منزل در محيطي پر از احساس كه حاكي از موسيقي و شعر و شاعري بود و در خارج از منزل و اطراف كه باغات فراوان با درختان تنومند و باغچه هاي پر از گل بود آشنا و پرورش يافت ، در آن عالم رويا پر از شادي و زيبايي و بي خبري ، از هر صداي دل انگيزي حالش تغيير مي كرد و از خود بي خود مي شد و لذت مي برد مخصوصا وقتي پدر و برادر بزرگش كه هر دو موسيقي دان و صداي دلنوازي داشتند مي خواندند  وي را به آسمان ها و كهكشانهاي الهام و شادي و ذوق مي بردند .

از پير هنر موسيقي ايران جناب استاد احمد عبادي ، بسيار آموخت و پس از چندي به خدمت استاد معلم موسيقي اصيل در سبك اصفهاني ، زنده ياد اديب خوانساري رسيد و بيشتر رديف ها و گوشه هاي موسيقي را از آن بزرگ مرد موسيقي و آواز فرا گرفت.

مدتي بعد در محضر شادروان استاد سليمان امير قاسمي رفت و ساليان دراز ، در خدمت ايشان بود و كسب فيض نمود .

و نشيب و فراز ها و بم و ريز هاي او را در خلوت و جلوت زمزمه و مي خواند.

در بهشت معنوي خانه استاد امير قاسمي به گلستان شاداب و سرسبزي چون استاد سعيد هرمزي برخورد كرد به قول خود او      " نمي دانم چه بگويم از اين مرد بزرگ " سه تار " :

" قطره چه دارد مقابل دريا   ذره چه گويد برابر خورشيد "

نواختن سه تار را نزد ايشان آموخت و همزمان با دوستي و آشنايي با استادان : احمد عبادي ، سليمان امير قاسمي ، اديب خوانساري و سيروس لطيفي ؛ با مرحوم حسن يكرنگي كه از شاگردان ممتاز و متعالي شادروان اقبال آذر بود آشنا شد .

در خلال اين مدت از نوارهاي هنرمند بزرگ و فقيد آواز ايران سيد حسين طاهرزاده بسيار استفاده كرد. اولين نوار وي برگ سبز شماره 200 بود كه در سال 1342 همراه با سه تار استاد عبادي از راديو پخش گرديد و حدود 15 ساعت نوار در گوشه ها و رديف هاي گوناگون موسيقي سنتي ايران تكثير و در بازارپخش گرديد و چندين آواز همراه با سازهاي هنرمندان ارزشمندي چون : حسن كسايي ، فرهنگ شريف ، منصور صارمي ، مهندس همايون خرم ، امير ناصر افتتاح اجرا كرد.

متاسفانه بر اثر سكته قلبي به تاريخ 9/2/71 ، اين هنرمند درويش و والا رخت از جهان فاني بربست و قلب دوستان خود و هنر موسيقي سنتي ايران را داغدار ساخت ، خداوند روح وي را غريق رحمت خويش فرمايد .(مطالب بر گرفته از سایت ایران ملودی با اندکی تغییر و تلخیص)

 

در فكر تو بودم

 

در فكر - در فكر - در فكر تو بودم كه

يكي حلقه به در زد - يكي حلقه به در زد

گفتم - گفتم صنما - قبله نما

بلكه تو باشي - تو باشي- تو باشي - تو باشي

اي حبيب من يار

اي طبيب من يار

 

آن كه مرا از تو جدا مي سازد

خير نبيند كه چه ها مي سازد

خير نبيند كه چه ها مي سازد

 

اي حبيب من

عشق روي تو

شد نصيب من

سوختم ساختم اي بلاي جان

سوختم ساختم اي بلاي جان

 

 

عزيزان دل ، تصنيف "يارم مشكل پسنده " و "در فكر تو بودم" كه هر دو در يك كار شنيدني و بيادماندني توسط مرحوم زند وكيلي اجرا شده است را برايتان در زير آماده كرده ام كه اميدوارم از اين ترانه ماندگار لذت ببريد.

در فکر تو بودم-زند وکیلی