گر در يمني...

گر در يمني چو با مني پيش مني

گر پيش مني چو بي مني در يمني

 

من با تو چنانم اي نگار يمني

خود در غلطم كه من توام يا تو مني

 

فاصله ها لحظه اي بيش نيستند اگر همدل باشيم و لحظه ها فرسنگ ها ... اگر بددل باشيم و ريا و فريب مسلكمان باشد. مي شود مهربان بود حتي در اين شهر پر ز دود. مي شود در اين سرماي حاكم بر قلبها دستي را به گرمي فشرد... براي مهربان بودن نيازي نيست كه چراغ دست بگيريم و نيمه شب به دنبال بي پناهي بگرديم. دل تنها در هر سرايي نيازمند توست. دستت را بسپار به دل و دلت را به خدا...

در اين ايام باقي مانده از اين ماه مبارك كه چه زيبا ماه ميماني خدا ناميده شده است بياييم غبار غفلت بزداييم ز دل به آب توبه تا خدايي را كه در اين نزديكي است از خود جدا نبينيم.

كافي است كه صدايش كنيم به آهي تا باران نورش بر كوير دلهامان ببارد.

"كوير دلم را تو باران نوري...اي خدا"

التماس دعا از همه خوانندگان...

 

 عزيزان همدل و همراه ، آواز راست پنجگاه با همراهي ساز تار كيوان ساكت(؟) با شعر زيباي ابوسعيد ابوالخير كه در بالاي مطلب نيز مشاهده مي كنيد (از آلبوم مقام صبر - کاری از گروه عارف)اجراي بسيار زيبايي از عليرضا افتخاري است كه براي شما تدارك ديده ام. آنچه در اين اثر گفتني است تناسب اجرا در اوج و فرود آواز با محتواي شعر است كه زيبايي اثر را چند برابر كرده است.

ساز و آواز- عليرضا افتخاري

چهارباغ

علي رستميان 

اصفهان سرزميني است  كه اگر آتش كم سويي از هر هنر در وجود هر شهروندش به وجود آيد ، رفته رفته تبديل به شعله فروزاني مي گردد كه از اين نصف جهان به تمام جهان پرتو افشاني خواهد كرد .

علي رستميان يكي از خوانندگان هنرمند اصفهاني است كه به سال 1328 در خطه هنر پرور اصفهان ديده به جهان گشود ، وي از كودكي از صداي خوبي برخوردار بود و براي خود و اهالي منزل بيشتر وقت ها مي خواند كه مورد تشويق آنان قرار مي گرفت ، علي رستميان در سال 1346 نزد استاد فقيد تاج اصفهاني رفت و رديف هاي آواز ايراني را مي آموزد و پس از شركت در مسابقات اردوي رامسر مقام اول را به دست آورد ، در سال 1360 در مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران نزد زنده ياد محمود كريمي رفت و مدت يكسال از محضر آن استاد فقيد كسب معلومات موسيقي مي كند و از سال 1362 الي 1366 در كلاس آقاي محمد رضا شجريان يكدوره رديف و مركب خواني را آموخت و در ضمن نزد استاد حسن كسايي سبك آواز اصفهان را فرا گرفت و در ارديبهشت سال 1368 در كلاس آقاي حسين عليزاده سلفژ و تئوري موسيقي و همچنين تلفيق شعر و موسيقي را كه آقاي هوشنگ ابتهاج " سايه " تدريس مي نمود كسب فيض كرد . وي در سال 1365 قطعه آوازي را در " ابو عطا " به مناسبت بزرگداشت مرحوم غلامحسين بنان بر پا شده بود همراه با سنتور آقاي فرامرز پايور اجرا كرد و همين برنامه موجب شد تا استاد پايور همراه با گروه هنرمندان بزرگي چون : اصغر بهاري ، جليل شهناز ، محمد موسوي ، محمد اسماعيلي نوار معروف " چهار باغ " را از وي ضبط كه در دسترس عموم قرار داده شد . همكاري اين هنرمندان سرشناس و بزرگ با وي ارزش هنري رستميان را تثبيت كرد .

دومين كار رستميان نوار كاست " مويه " است كه آهنگ آن قديمي است و از ساخته هاي مرحوم محمود علي امير جاهد مي باشد كه تنظيم آن از آقاي فرامرز پايور مي باشد و تكنواز آن جليل شهناز و محمد موسوي مي باشند . سومين كار وي " بامدادان " نام دارد در دستگاه " همايون " كه آهنگساز و سرپرست اركستر آقاي حسين فرهاد پور مي باشد و تكنوازان آن آقايان : هوشنگ ظريف و محمد موسوي مي باشند و چهارمين كار او " خزان عشق " نام دارد در " همايون " و " بيات اصفهان " كه آهنگ ها از مرحوم جواد بديع زاده و عبدالحسين برازنده مي باشد كه به ياد شادروان بديع زاده اجرا كرده . علي رستميان اولين كنسرت خود را در سال 1367 در تالار ( رودكي ) با گروه مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران وابسته به صدا و سيما اجرا و دومين كنسرت را به مناسبت بزرگداشت ميلاد پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد ( ص ) در تالار ابوريحان دانشگاه شهيد بهشتي به مدت 10 شب اجرا كرد . وي از سال 1366 در ارشاد اصفهان در كلاس آواز موسيقي سنتي تدريس مي كند .(بر گرفته از سايت ايران ملودي با اندكي تلخيص)

 دوستان آنچه برایتان مهیا کرده ام قطعاتی از اثر چهارباغ است که بسیار شنیدنی است. امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.

 

دو چشم مست ميگونت ببرد آرام هشياران

دو خواب آلوده بربودند عقل از دست بيداران

 

نصيحتگوي را از من بگو اي خواجه دم دركش

چو سيل از سر گرشت آن را چه مي‌ترساني از باران

 

گر آن ساقي كه مستان راست هشياران بديدندي

ز توبه توبه كردندي چو من بر دست خماران

 

گرم با صالحان بي دوست فردا در بهشت آرند

همان بهتر كه در دوزخ كنندم با گنهكاران

 

چه بويست اين كه عقل از من ببرد و صبر و هشياري

ندانم باغ فردوسست يا بازار عطاران

 

تو با اين مردم كوته نظر در چاه كنعاني

به مصر آ تا پديد آيند يوسف را خريداران

 

الا اي باد شبگيري بگوي آن ماه مجلس را

تو آزادي و خلقي در غم رويت گرفتاران

 

گر آن عيار شهرآشوب روزي حال من پرسد

بگو خوابش نمي‌گيرد به شب از دست عياران

 

گرت باري گرر باشد نگه با جانب ما كن

نپندارم كه بد باشد جزاي خوب كرداران

 

كسان گويند چون سعدي جفا ديدي تحول كن

رها كن تا بميرم بر سر كوي وفاداران

آواز ابو عطا-رستمیان و گروه اساتید
تحريري زيبا از رستميان