تبليغاتX
نشان عشق
نشان عشق
گلنار...

 

داريوش رفيعي، زاده شهر بم کرمان در سال 1306 بود . پدرش وکیل دوره چهاردهم مجلس بود و از خانواده های مشهور کرمان.از 19 سالگي خوانندگي در راديو را شروع کرد، از سالي که صداي گرم و دلپذيرش او را به شهرت رساند. رديفها را از خوانندگان قديمي از جمله بديع زاده فرا گرفت و به وسيله همين هنرمند بود که به راديو راه يافت. یاد از آن روزی که بودی زهره یار من- دور از چشم رقیبان درکنار من... صورت استخوانی، قد کشیده، چشمان نافذکویری و موئی که به سبک و مدل جیمزدین آن را شانه کرده و روغن می زد، بزودی به الگوی جوانان شهری تبدیل شد.

داریوش رفیعی ترانه خوانی در ایران را، همان سال های دهه 30 و 40 تکامل بخشیده و پیوند ترانه های محلی با عصر و زمانه را برقرار کرده بود. هنر او از درد و تالمات روحي خودش مايه مي گرفت و به خواندن اشعار محلي رغبت زيادي نشان مي داد، صدايش گرفتگي و شور و حال مخصوصي داشت و در آواز تحرير هايش کم بود. تیزترین گوش را برای ضرب آهنگ ها داشت و به همین جهت، آن ترانه هايی که از او باقی مانده بی نقص و ایراد است. خود نیزخوب ضرب می زد.

داريوش رفيعي داراي صفات عالي انساني و خلق و خوي نجيبانه و بسيار لطيفي بود که از اصالت خانوادگي اش مايه گرفته بود. حضور او و رفتار گرم و صميمانه اش شور و حال خاصي به محفل دوستان مي بخشيد.

اما خیلی زود و در اوج شهرت براثر تزریق آمپول آلوده مرفین به کزاز مبتلا شد و در بیمارستان هزار تختخوابی تهران در دوم بهمن ماه 1337 در سن 31 سالگي و در اوج سلطه یاس و سرکوب های سیاسی بعد از 28 مرداد چشم برجهان فرو بست.

در قلب گورستان ظهرالدوله تهران، رختخوابش، گرچه مستانه، اما برای ابد پهن است.

يكي از آثار ماندگار اين هنرمند تصنيف "گلنار" به آهنگسازي مجيد وفادار و شعري از كريم فكور است كه در مايه دشتي اجرا شده است. اين اثر را به همراه تنظيمي ديگر كه توسط كوروس سرهنگ زاده اجرا شده است را برايتان تدارك ديده ام. اميدوارم كه از شنيدن اين دو اجراي بسيار زيبا لذت ببريد.(حتما لینکها را در صفحه ای جدید باز کنید و روی گزینه دانلود کلیک کنید.)

گلنار، گلنار، کجايي که از غمت

ناله مي کند عاشق وفادار

گلنار، گلنار، کجايي که بي تو شد

دل اسير غم ديده ام گهربار

گلنار، گلنار، دمي اولين شب

آشنايي و عشق ما به ياد آر

گلنار، گلنار، در آن شب تو بودي و

عيش و عشرت و آرزوي بسيار

چه ديدي از من حبيبم گلنار

که دادي آخر فريبم گلنار

نيابي اي کاش نصيب از گردون

که شد ناکامي نصيبم گلنار

بود مرا، در دل شب تار، آرزوي بسيار

تا به کي پريشان؟

تا به کي گرفتار؟

يا مده مرا، وعده وفا، راز خود نگه دار

يا به روي من، خنده ها بزن، قلب من بدست آر

چه ديدي از من حبيبم گلنار

که دادي آخر فريبم گلنار

نيابي اي کاش نصيب از گردون

که شد ناکامي نصيبم گلنار

(لب خود بگشا)2 به سخن گلنار

دل زارم را، مشکن گلنار

(نشدي عاشق)2 زکجا داني

چه کشد هر شب دل من گلنار

گلنار-داریوش رفیعی

گلنار-کوروس سرهنگ زاده

 

|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 19:15 |

او نیامد...

سيد اکبر حاج محسن تهراني ( اکبر محسني ) در تاريخ 1291هجري شمسي در شهر تهران ديده به جهان گشود. ايشان يکي از اولين معلمان انجمن موسيقي ملي بودند و در ارکستر انجمن به رهبري روح اله خالقي به نوازندگي اشتغال داشتند ايشان سالها در عراق تکنيک هاي نوازندگي عود را فراگرفتند و به منظور تدريس ، اين ساز ايراني را به ايران آورده و جايگاه ويژه اي براي آن در ارکسترهاي راديو ايران ايجاد نموده اند و خود نيز استاد نوازنده و مدرس آن بودند.

همانطور كه ذكر شد او سابقه طولاني در تدريس موسيقي و سرپرستي ارکستر در راديو تهران داشت، اما شهرت اصلي او به خاطر ساخت آهنگهاي زيبايي است که خوانندگان بسياري آنها را خواندند.

آهنگ جاوداني" الهه ناز" ، يکي از دلپسندترين و روح نوازترين آهنگهاي آن استاد است که در سال 1333 به مناسبت تولد تنها دخترش ساخت و با شعر کريم فکور وصدا ي استاد بنان شهرتي بسزا يافت.  ستاره ،بخت بيدار ، دل شکن ،پشيماني ، او نيامد و ... تنها نمونه اي از آثار بجا مانده از اکبر محسني مي باشد.

اکبر محسني سرانجام در بامداد روز ششم مرداد ماه 1374 دور از وطن به عالم باقي شتافت و مشتاقان موسيقي اصيل ايراني را داغدار کرد.(برگرفته از وبلاگ آتش كاروان با اندكي تغییر و تلخيص http://atashkarevan.persianblog.com)

دوستان عزيزم تصنيف زيباي "او نيامد" اثر استاد اكبر محسني برروي شعري از بهرام تيمورتاش ، با دو اجراي زيبا از هوشمند عقيلي و عليرضا افتخاري را برايتان انتخاب كرده ام كه اميدوارم مورد توجهتان قرار گيرد.(لطفا لینکها را باز کنید و سپس دانلود کنید.)

 به راه وي تا سحر ماندم ژاله افشاندم او نيامد

به اميدش با نواي دل نغمه ها خواندم او نيامد

اميد دل من كجايي

سحر شد چرا پس نيايي؟

چرا نيايي كه بي تو نالانم

آتش عشقت زد شرر به جانم

شب تارم مه رخشان تويي تو

به گلزارم گل خندان تويي تو

ز قلب بي تابم چه خواهي

به چشم بي خوابم نگاهي

به راه وي تا سحر ماندم ژاله افشاندم او نيامد

به اميدش با نواي دل نغمه ها خواندم او نيامد

 او نیامد-علیرضا افتخاری

او نیامد-هوشمند عقیلی

|+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه چهاردهم آبان 1385 ساعت 16:50 |

آوای تهرانی

گرمترين سلامها تقديم به همراهان و همدلان عزيز.

همانطور كه از نام مطلب در نظر گرفته شده در اين مجال بر مي آيد مطلب امروز به آواي تهراني خواهد پرداخت ... بله آواي حسين تهراني نوازنده شهير تنبك.

 نام حسين تهراني بدون ترديد در تاريخ نوازندگي و تدوين رديفهاي تنبك در تاريخ موسيقي ايران جاودانه خواهد بود به طوري كه عده اي وي را پدر تنبك نوازي نوين لقب داده اند و به حق هم لايق چنين مقامي مي باشد.

"حسين تهرانی از نوادر موسيقی ايرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسيقی ايراني بود. تهرانی جزو انگشت شمار موسيقيدانان ايراني بود که مردم عامی هم با نامش سازش را به ياد می آورند. او زمانی که پا به عرصه موسيقی نهاد به هر سويی سری کشيد و ار هر کس که اندکی گفتنی داشت، درسی فراگرفت، تهرانی از مکتب ابوالحسن صبا و خالقی تا مرشد های زورخانه درک کرده بود و اندوخته هايش را بصورت دسته بندی شده و منظم روی تنبک آزمايش و ثبت کرد. "

اما آنچه امروز خواهيد شنيد چيزي فراتر از نوازندگي است. صداي حسين تهراني اگر چه صدايي آوازي و برخوردار از تحرير و اوج نيست اما همراهي صداي وي و ساز او شيريني خاصي به كار او داده است. آنچه در اين نوبت براي شما علاقمندان موسيقي قرار داده ام  آوا و نوازندگي حسين تهراني با همراهي اساتيد مسلم موسيقي ايران ابوالحسن صبا و جليل شهناز است. اميدوارم كه از شنيدن اين قطعه ضربي كوتاه و زيبا لذت ببريد.

آواز حسین تهرانی
|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 11:0 |