X
تبلیغات
نشان عشق
نشان عشق
آواز ابوعطا

با سلام و درود فراوان خدمت همه دوستداران هنر والاي موسيقي. همانطور كه ملاحظه كرده ايد در پستهاي قبل آثاري متنوع از مرحوم استاد حبيب الله بديعي با صداي عليرضا افتخاري و كورس سرهنگ زاده تدارك ديده بودم. آنچه امروز نیز براي شما مهربانان فراهم کرده ام ، آوازي در مايه ابوعطا از اجراهاي خصوصي ديگر عليرضا افتخاري و مرحوم حبيب الله بديعي با ذكر زندگينامه ايشان مي باشد ، كه اميدوارم مورد پسند شما همدلان قرار بگيرد.

ز دستم بر نمي‌خيزد كه يك دم بي تو بنشينم

بجز رويت نمي‌خواهم كه روي هيچ كس بينم

من اول روز دانستم كه با شيرين درافتادم

كه چون فرهاد بايد شست دست از جان شيرينم

****

الا اي همنشين دل كه يارانت برفت از ياد

مرا روزي مباد آن دم كه بي ياد تو بنشينم

 

حبيب‌الله بديعي در سال 1312 در سواد كوه بدنيا آمد.او از خردسالي به موسيقي علاقه مند شد وبه كلاس درس يكي از شاگردان استاد صبا رفت و سه دوره رديف هاي صبا را فرا گرفت. پس از آن چند سالي نيز در محضر استاد صبا به شاگردي نشست .استاد بديعي در تك نوازي و بداهه پردازي شخصا صاحب سبك بود.‌او در نوازندگي ويولون استحكام و ظرافت را يك جا باهم جمع كرده بود.

بديعي آهنگ هاي بسياري نيز براي خوانندگان مختلف ساخت كه بين اقشار مختلف مردم شهرت و محبوبيت بسيار پيدا كرد.ايشان از سال1328هجري شمسي تكنوازي را در برنامه هاي راديويي آغاز كرد اما همكاري خود را با راديو بطور رسمي از سال 1331هجري شمسي آغاز كرد. استاد بديعي علاوه بر نوازندگي سازتنها از سال 1337هجري شمسي در اركستر گلها مشغول كارشد و دركنارآن مسئوليت اداره موسيقي را بعهده داشت. ازاستاد بديعي بيش از 200آهنگ باقيست كه نخستين آنها با نام «ماه كنعان» دردستگاه ماهور اجرا شد.

استاد حبيب الله بديعي نوازنده كم نظير و موسيقي دان برجسته سوادکوهي در  27مهرماه سال 1371دارفاني را وداع گفت.مزار استاد بديعي در امام زاده طاهر كرج است ؛ جايي كه آرامگاه شاعران ، نويسندگان  و هنرمندان بزرگي است ؛چون احمد شاملو ، هوشنگ گلشيري ، غلامحسين بنان ، گل نراقي، عبدالعلي وزيري ، حسين قوامي،احمد عبادي ،علي اصغربهاري ، حسن كامكار، مرتضي حنانه ، اميرناصرافتتاح و...

 

آواز ابوعطا- علیرضا افتخاری و حبیب الله بدیعی
|+| نوشته شده توسط حمید در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 16:31 |

آسمون و شبگرد

آسمون ابرات و بردار و برو                               ديگه تنها منو بگذار و برو

آسمون اخمات و وا کن آبی شو               آسمون آفتابی شو آفتابی شو

آسمون غرق به خون دل من                       آسمون دشت جنون دل من

تک و تنها توی دنيای بزرگ                           آسمون بی همزبون دل من

آسمون مرده ديگه مهر و وفا                        بزم ما پر شده از رنگ و ريا

نه محبت ميشه پيدا نه وفا                            آسمون قهر ديگه از ما خدا

آسمون کاشکی كه می شد بپرم                          تو دل آبی تو لونه کنم

کاشکی می شد مثال ابرای تو                     زار و زار گريهء مستونه کنم


 

 

کورس سرهنگ زاده در سال 1316 در پاريزِ سيرجان متولّد شد.اکثر آهنگهاي او از حبيب الله بديعي مي باشد که 13 سال با يکديگر همکاري داشته اند و اولين آهنگي که بديعي براي کورس ساخت "شبگرد" نام دارد كه به همراه اثر بياد ماندني "آسمون" براي شما عزيزان در پايان مطلب قرار داده ام. آنچه درباره صداي كورس سرهنگ زاده گفتني است سوز صدا و تحرير هاي درشت و خشك خاص صداي اوست كه جلوه اي ديگر به كار او داده است. آثار ديگري ازو به يادگار مانده مانند  "خاطرات" "فال حافظ" "يا علي" "ديدار" و... كه هر كدام جذابيت و زيبايي خاص خود را دارد .

(در ضمن دوستان مطلبی دیگر در باره کورس سرهنگ زاده در وبلاگ استاد اسدالله ملک به همراه دو قطعه بسیار زیبای دیگر قرار دارد که شنیدن آنها را به همه شما عزیزان توصیه می کنم. آدرس وبلاگ استاد ملک:http://asadolah-malek.blogfa.com)

 

 

من مستم و مدهوشم ، شبگرد قدح نوشم  از طایفه بی خبرانم ، دیوانه با نام و نشانم

من قصه نمیدانم،افسانه نمیخوانم دردی کش میخانه عشقم ،در حلقه صاحب نظرانم

مرا می ز جام وفا باید ای می فروشان  /  مرا خانه میخانه ها باید ای باده نوشانم

من از انچه رسوا کند نام عاشق نترسم / و زان می که اتش زند کام عاشق نترسم

بیا ای عشق افسونگر، فراموشم مکن دیگر/ تو ای روان من ،شور جان من،امید من

در جهان من به زندگانی،تویی که جاودانی

 

آسمون-سرهنگ زاده  

شبگرد-سرهنگ زاده

|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 ساعت 16:35 |

تشنه طوفان

 

 

گاهي يك اثر موسيقي تنها يك اجراي موسيقي نيست ، يك تابلوي نقاشي است ، قاب خطاطي است ، صحنه عشقبازي است و گاهي گويي مناجاتي روحاني است. گاهي در يك اثر تلفیق آهنگ ، شعر و اجرا چنان مناسب و استادانه است كه بارها و بارها شنيدن آن اثر هربار لطف و زيبايي خاص خود را دارد.

آهنگ تشنه طوفان به آهنگسازي و تنظيم استاد عباس خوشدل و شعر دكتر قيصرامين پور و در نهايت اجراي دلنشين و زيباي عليرضا افتخاري اثري است جاودانه. اثري مناجات گونه كه بي شك بارها شنيدن آن هر بار شور و حالي ديگر در دل شنونده مي آفريند.

حكايت موج است و طوفان ، برگ است و باران .حكايت غريبي عاشق است در فراق معشوق. حكايت بي پناهي حيران كه پناهش پناه بي پناهان است. آري حكايت زيبايي است...

 

 

خوشا موجي تشنه طوفان سركش و جوشان           كه مي نالد، ز خود غافل، سپرده دل به در ياها

من همان موجم تو همان طوفان

خوشا برگي تشنه باران سرخوش و خندان              كه مي بالد، ز خاك و گل ،سپرده سر به رؤياها

من همان برگم تو همان باران

 

زشوق تو مستم خرابم خرابم                    زخود در هوايت تهي چون حبابم

اگر بي تو باشم چو نقشي برآبم                       سراسر بيابان سراپا سرابم

 

چو نيلوفر بر تو مي پيچم، بي تو من هيچم

به غير از غم تو گناهي ندارم

غمي بهتر نميدانم

كجا مي گريزم كه راهي ندارم

رهي ديگر نمي دانم

زتو ناگزيرم پناهي ندارم

كه در گاهي بجز اين در نمي دانم

 

تشنه طوفان با صدای علیرضا افتخاری

|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ساعت 10:30 |

مرغ دل
مرغ دل باز هوادار  كمان ابرويست
اي كبوتر نگران باش كه شاهين آمد
 
ساقيا مي بده و غم مخور از دشمن و دوست
كه به كام دل ما آن بشد و اين آمد
 
رسم بدعهدي ايام چو ديد ابر بهار
گريه‌اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد

"رامبد صديف" خواننده آواز و شاگرد سليمان امير قاسمي و عبد الله دوامي و ملهم از اقبال السلطان بوده است. وي داراي تكنيك ممتاز ، لحن ويژه و توانايي هاي بيان در آواز ايراني است . از آثار او «نوار ترجيع بند» همراه سنتور مجيد كياني و تعدادی ضبط هاي خصوصي همراه با نوازندگان مختلف وجود دارد. (که به تایید بسیاری از اهل هنر با توجه به تواناییهای ایشان آثار کمی از خود ارائه کرده است.)

قسمتي از آواز چهارگاه با هنرنمايي رامبد صديف به همراه سنتور مجيد كياني را براي شما علاقمندان هنر موسيقي آماده كرده ام كه اميدوارم لذت ببريد. 

آواز چهارگاه-صدیف و کیانی

 سخني با خوانندگان(حرف دل):

آنچه امروز شاهد آن هستيم حضور كمرنگ عده اي از صاحبان هنر (چه در عرصه آواز و چه نوازندگي) در حوزه توليد و اجراي اثر هنري است. با توجه به اينكه توانايي و تسلط بسياري از اين افراد بارها آزموده و توسط اساتيد فن گذشته و حال صحه گذاشته شده است  برای حقير جاي سؤال است كه چرا اين بزرگان شأن هنري خود را در محدوده محافل خصوصي ويا نهايتا تربيت چند شاگرد مي دانند و بعضا از ارائه حتي يك اثر هنري در سطح جامعه پرهيز مي كنند و در پاسخ به اين پرسش به وضعيت دشوار ارائه اثر و بازار آشفته موسيقي اشاره مي كنند و جمعي نيز معتقدند كه غيبت به جا بهتر از حضور نا به جا است.(؟)

مگر نه اينكه هنرمند برخاسته از متن جامعه و هنر او متعلق به همه جامعه است.مگر طلوع چنين هنرهايي از بستر محافل خصوصي بوده و يا از كلاس درس فلان استاد در گذشته به گوش مردم مي رسيده؟

نويسنده واقف است كه شرايط كنوني جامعه موانع و دشواريهايي را براي انتشار آثار و يا حتي ارائه كنسرت در پيش پاي هنرمندان قرار داده است. اما در تمام اين سالها بوده و هستند هنرمنداني كه با ارائه آثار خود دل مردم و علاقمندان به هنر موسيقي را زنده نگه داشته اند و صدالبته كه بازار نقد و نقادي از اين افراد داغتر و شديد تر بوده است.(كه چرا فلان اثر؟ چرا اجرا با فلان شخص؟ و حضور در فلان مكان؟)

"به راه باديه رفتن به از نشستن باطل                   وگر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم"

آنچه ذهن مرا به خود مشغول ساخته اين است كه چرا هيچگاه در اين سالهاي اخير ناظر و شاهد حضور هنرمندان مطرح در كنار هم نبوده ايم. اجماعي كه حتي خوانندگان لس آنجلسي هم به آن دست زده اند. نمي دانم اين عدم همدلي از كجاست اما مي دانم كه خواست قلبي عده اي از هنرمندان نيز رسيدن به چنين اجماعي است.

عزيزان ‘ حقير علاقه و احترام و خاصي براي اهل هنر ‘ خصوصا هنر موسيقي قائلم و اگر اين مكتوب رنگ گلايه به خود گرفته ‘ صرفا دغدغه هايي است كه در دل داشتم و مي دانم حرف دل بسياري از دوستداران هنر نيز هست.

"تا دلي آتش نگيرد حرف جانسوزي نگويد..."

مرا بابت زياده گويي ببخشيد. سخن كوتاه.....در انتظار نظرات شما هستم.

|+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه چهارم تیر 1385 ساعت 13:0 |