تبليغاتX
نشان عشق
نشان عشق
جلال محمدیان

مردان خدا پرده ي پندار دريدند

يعني همه جا غير خدا هيچ نديدند

 

هر دست كه دادند از آن دست گرفتند

هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند

 

يك طايفه را بهر مكافات سرشتند

يك سلسله را بهر ملاقات گزيدند

 

يك فرقه به عشرت درِ كاشانه گشادند

يك زمره به حسرت سرِ انگشت گزيدند

 

جمعي به در پير خرابات خرابند

قومي به بَرِ شيخ مناجات مريدند

 

يك جمع نكوشيده رسيدند به مقصد

يك قوم دويدند و به مقصد نرسيدند

 

فرياد كه در رهگذر آدم خاكي

بس دانه فشاندند و بسي دام تنيدند

 

همت طلب از باطن پيران سحر خيز

زيرا كه يكي را ز دو عالم طلبيدند

  

زنهار مزن دست به دامان گروهي

كز حق ببريدند و به باطل گرويدند

 

چون خلق در آيند به بازارِ حقيقت

ترسم نفروشند متاعي كه خريدند

 

كوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است

كين جامه به اندازه ي هر كس نبريدند

 

مرغان نظر باز سبك سير« فروغي»

از دامگه خاك بر افلاك پريدند

 

شعر: فروغي بسطامي

 

سيد جلال محمديان به سال 1327 در کرمانشاه ديده به جهان باز كرد . در سال 1351 فعاليت رسمي و هنري خود را در فرهنگ و هنر استان باختران ( كرمانشاه ) شروع كرد و در سال 1355 به تهران آمد و براي اين كه بهتر بتواند گوشه ها و رديف هاي موسيقي اصيل ايران را فرا گيرد به عنوان شاگرد نزد محمد رضا شجريان مي رود . مدت سه سال ضمن كسب علم موسيقي از محضر محمد رضا شجريان ، همزمان در خدمت آقاي اصغر بهاري با ساز رديف هاي آوازي فرا مي گيرد ، سپس به مدت سه سال ديگر در كلاس شجريان كه در راديو تدريس مي كرد حضور پيدا مي كند و چون هيچوقت دست از فراگيري و يادگرفتن نمي كشيد به طور خصوصي به منزل مرحوم استاد محمود كريمي جهت تكميل نمودن دانش موسيقي خود مي رود و بسيار از اين كلاس استفاده مي برد .

در سال 1358 همكاري خود را با مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران ، آغاز و آهنگهای زیبایی خواند به نام(( هواي وطن )) با اركستر شمس ، (( قصر شيرين )) با اركستر اين مركز (( مردان خدا )) با اركستر تنبور شمس ، (( مظهر انوار )) با اركستر راديو ايران.

دوستان عزیز تصنیف زیبا و خاطره انگیز "مردان خدا" با اجرای زیبای جلال محمدیان را برایتان آماده کرده ام که امیدوارم مورد پسند شما قرار بگیرد.

جلال محمديان
مردان خدا-جلال محمدیان
|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 17:30 |

موسیقی محلی شیراز

 

دلُم امشو به تنهايي خود خو كرده

آي جونم واي دلبر

ياد چشمون سياهش منو جادو كرده

آي جونم واي دلبر

 

دلم پيش پر مي زنه

به هر دري در مي زنه

به هر خونه سر مي زنه

دلُم دلُم دلُم

 

خدا مهربونه

يار عاشقونه

دل مو جوونه

خدا خدا خدا

خودش خوب مي دونه

كه بر جون عاشق

جدايي گرونه

خدا خدا خدا

 

هنو از دست غمش ديده ما گريونه

آي جونم واي دلبر

بعد عمري هنو اَم مرغ دلم نالونه

آي جونم واي دلبر

 

مي رم مي گردم سر به سر

دشت و دمن كوه و كمر

مي رم ازو گيرم خبر

مي رم مي رم مي رم

 

خدا مهربونه

يار عاشقونه

دل مو جوونه

خدا خدا خدا

خودش خوب مي دونه

كه بر جون عاشق

جدايي گرونه

 

خدا خدا خدا...

 

تقريباً همه فرهنگهاي پيشرفته ، علاوه بر موسيقي سنتي ، موسيقي ديگري نيز دارند كه در نقاط مختلف قلمرو هر يك از فرهنگها رواج دارد . اين گونه موسيقيها در ايران ، معمولاً « موسيقي محلي » خوانده مي‌شود . موسيقي محلي تنها جنبه هنري مطلق ندارد ، بلكه معمولاً به اهداف خارج از موسيقي در زندگي روزمره جامعه مربوط مي‌شود . در استانهاي مختلف ايران گونه‌هاي متعددي از اين نوع موسيقي وجود دارد .

موسيقي محلي شيراز یکی از گونه هاي موسيقي محلی است و با توجه به روحيه‌ آرامش طلب مردم فارس، موسيقي محلي آن نيز به نوعي در دل موسيقي سنتي ايران با خصوصيات خاص خودش قرار گرفته است و روحيه‌ي موجود در آن در اين يكي هم متبلور است.

 

با توجه به بهاری شدن ایام و اینکه موسیقی محلی شیراز حال و هوای بهار را تداعی می کند شایسته دانستم تا در این خصوص مطلبی و نغمه ای را برایتان پیشکش کنم.

به همین بهانه و بعلت درخواست چند تن از دوستانم تصنیف آشنا و زیبای "دلبر" با دو اجرای زیبا و دلنشین توسط کوروس سرهنگ زاده و علیرضا افتخاری را برای این نوبت در نظر گرفته ام که امیدوارم بپسندید.

     

دلبر-کوروس سرهنگ زاده
دلبر-علیرضا افتخاری
|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 9:50 |